fortbestehen
B2فعلموقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
JadoLearn Dictionary
fortbestehen یعنی موقوف شدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آزمودن، آزمایش، آزمایش کردن
نیکخواه، عام المنفعه، خیراندیش
ایست کردن، متوقف کردن، ایست دادن
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
باتورگرفتن، سخت کشیدن، کشان کشان بردن
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.