Hals
B1اسمگردن، عنق، شانه کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
Hals یعنی گردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گردن، عنق، شانه کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بیرون ریختن، بادخور، کوهآتشفشان
گردن، عنق
تاج، مفرغ، اکلیل
شانه کردن، خار کردن، قشو کردن
شانه کردن، خار کردن، قشو کردن
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
قایق رانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.