heranwachsen
C2فعلرشد کردن، رویاندن، عمل آوردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
heranwachsen یعنی رشد کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رشد کردن، رویاندن، عمل آوردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رشد کردن، رویاندن، عمل آوردن
رشد کردن، رویاندن، عمل آوردن
رشد کردن، رویاندن، عمل آوردن
رشد کردن، رویاندن، عمل آوردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.