herumstehen
B2فعلسکون، توقف گاه، ماندن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
herumstehen یعنی سکون. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سکون، توقف گاه، ماندن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کفش کن، سالن، دالان
سکون، توقف گاه، ماندن
تشریف داشتن، بودن، قرارداشتن
سکون، توقف گاه، ماندن
سکون، توقف گاه، ماندن
سکون، توقف گاه، ماندن
سکون، توقف گاه، ماندن
محسوب داشتن، بشمار آوردن، به شمار آوردن
پابپا ور کردن، پلکیدن، اطاق استراحت
پابپا ور کردن، پلکیدن، اطاق استراحت
پابپا ور کردن، پلکیدن، اطاق استراحت
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.