inaugurieren
B2فعلتاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
inaugurieren یعنی تاسیس کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
قشر تشکیل دادن، غاشیه، کلاه توری
اثر کردن، فعالیت کردن، تاثیر کردن
ورد داشتن، گرفتن، استدن
معلم سر خانه، لله، معلم سرخانه
گماشتن بر، تاخت وتاز کردن، تاخت کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.