indizieren
B2فعلفهرست کردن، شاخص، فهرست نامه
JadoLearn Dictionary
indizieren یعنی فهرست کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فهرست کردن، شاخص، فهرست نامه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نام نویسی کردن، ثبت کردن، به ثبت رساندن
محسوب داشتن، بشمار آوردن، به شمار آوردن
نیزه ماهی گیری، ابراز داشتن، جلوه گر ساختن
فهرست کردن، شاخص، فهرست نامه
فهرست کردن، شاخص، فهرست نامه
محرم ساختن، صمیمی، دمساز شدن
خوانده، خواندن، نام نویسی کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.