Inhalation
C2اسمبو کشنده، استنشاق کننده، فروبردنی
JadoLearn Dictionary
Inhalation یعنی بو کشنده. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بو کشنده، استنشاق کننده، فروبردنی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بو کشنده، استنشاق کننده، فروبردنی
بو کشنده، استنشاق کننده، فروبردنی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.