jemandem weglaufen
C2فعلاز ریشه درآوردن، بر کندن، بیخکن کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
jemandem weglaufen یعنی از ریشه درآوردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
از ریشه درآوردن، بر کندن، بیخکن کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مادموازل، دوشیزه، جای خالی بودن
رهایی یافتن، گریز، فرار
از ریشه درآوردن، بر کندن، بیخکن کردن
ناگهان کشیدن، پر کندن، کشیدن دندان
تبخیر کردن، تبخیر شدن، بخار شدن
از ریشه درآوردن، بر کندن، بیخکن کردن
از ریشه درآوردن، بر کندن، بیخکن کردن
از ریشه درآوردن، بر کندن، بیخکن کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.