Jockey
C2اسمچابک سوار، سوارکار، سوار کاری کردن
JadoLearn Dictionary
Jockey یعنی چابک سوار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
چابک سوار، سوارکار، سوار کاری کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چابک سوار، سوارکار، سوار کاری کردن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.