kauen
B1فعللقمه جویده، جویدن، مظغ

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
kauen یعنی لقمه جویده. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لقمه جویده، جویدن، مظغ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
لقمه جویده
جویدن، مظغ، خاییدن
جویدن، مظغ، خاییدن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
فهرست، اسم، نام دادن
شوخی کردن، سخنان نیشدارگفتن، شانه کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.