kleines Kind
C2اسمنوپا، جمع بستن، یادداشت مختصر

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
kleines Kind یعنی نوپا. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نوپا، جمع بستن، یادداشت مختصر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
متروک، فقید، درگذشته
ولد، خرد سال، فرزند
ولد، خرد سال، فرزند
نوپا، جمع بستن، یادداشت مختصر
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.