Kollektiv
B1اسمدسته جمعی، اشتراکی، جمعی
JadoLearn Dictionary
Kollektiv یعنی دسته جمعی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دسته جمعی، اشتراکی، جمعی
اشتراکی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سکنه، نفوس، جمعیت
بند، باند، رسته
یاتیم درآمدن، یک دستگاه، تیم
سکنه، نفوس، جمعیت
سکنه، نفوس، جمعیت
هم عهد، متحده، مقرون
مسدود، بسته شدن، سربسته
شایسته رفاقت
اجابت کننده، هم مشرب، هم سلیقه
هم نوا، عطفی، ملتحمه
هم نوا، عطفی، ملتحمه
همفکر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.