konservieren
B1فعلاستوار کردن، پایاساختن، تثبیت کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
konservieren یعنی استوار کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
استوار کردن، پایاساختن، تثبیت کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
به دست رسیدن، وصول کردن، دریافت کردن
تحکیم کردن، یک رقم کردن، مستحکم کردن
باردار کردن، آبستن کردن، لقاح کردن
استوار کردن، پایاساختن، تثبیت کردن
استوار کردن، پایاساختن، تثبیت کردن
استوار کردن، پایاساختن، تثبیت کردن
استوار کردن، پایاساختن، تثبیت کردن
کنسرو کردن، کنسرو تهیه کردن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.