konsternieren
C2فعلمشکل کردن، بغرنج کردن، مشکل کردن بغرنج کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
konsternieren یعنی مشکل کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مشکل کردن، بغرنج کردن، مشکل کردن بغرنج کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سرگشته
نخ گوریده، درهم برهم کردن، درهم گیر انداختن
آزار دادن، ایذاء، زحمت دادن
آزار دادن، ایذاء، زحمت دادن
آزار دادن، ایذاء، زحمت دادن
درهم ریختن، فاقد عصب کردن، بی رگ کردن
ته سیگار، صدایافتادن چیزسنگین، ته شاخه
مشکل کردن، بغرنج کردن
مشکل کردن، بغرنج کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.