korrigieren
B1فعلانتظام، دهناد، تادیب کردن
JadoLearn Dictionary
korrigieren یعنی انتظام. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
انتظام، دهناد، تادیب کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سالخورده شدن، عصر، قدم
آهنگ داشتن، درجه صدا، لحن
پینه دوزی کردن، انتظام، دهناد
انتظام، دهناد، تادیب کردن
انتظام، دهناد، تادیب کردن
انتظام، دهناد، تادیب کردن
انتظام، دهناد، تادیب کردن
انتظام، دهناد، تادیب کردن
یاد آوردن، فرا خواندن، بیاد آوردن
میتیل، مستقیم شدن، راست کردن
هموار کردن، تسطیح کردن، مسطح کردن
بصراحت گفتن، اظهارکردن، اعلامیه دادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.