Kraftfahrer
C2اسمماشین سوار

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
Kraftfahrer یعنی ماشین سوار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ماشین سوار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
راننده، شوفر، گاریچی
فرمدار، ادارهکننده، مدیر تصفیه
ماشین سوار
ماشین سوار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.