krakeelen
B1فعلفریاد، خروشان کردن، گریستن
JadoLearn Dictionary
krakeelen یعنی فریاد. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فریاد، خروشان کردن، گریستن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فریاد، خروشان کردن، گریستن
نامنظم کردن، درجواب عاجز کردن، اشتباهی گرفتن
تماس تلفنی گرفتن، نامیدن، خبر کردن
فریاد، خروشان کردن، گریستن
فریاد، خروشان کردن، گریستن
فریاد، خروشان کردن، گریستن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.