Kunstschaffender
C2اسمآرتیست، پرهنر، هنرور
JadoLearn Dictionary
Kunstschaffender یعنی آرتیست. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آرتیست، پرهنر، هنرور
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آکروبات
اهلیت، ظرفیت، گنجایش
آرتیست، پرهنر، هنرور
لاف زن، صنم، بت
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.