laborieren
C2فعلدرد کشیدن، دچار شدن، رنج دیدن
JadoLearn Dictionary
laborieren یعنی درد کشیدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
درد کشیدن، دچار شدن، رنج دیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شل، هرز، لخت
تصدیع فراهم کردن، مزاحمت، دردسر
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.