langen
B1فعلآمدن، امدن
JadoLearn Dictionary
langen یعنی آمدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آمدن، امدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گرداندن، جاری شدن، ادارهکردن
آمدن
بذل کردن، عوض دادن، مبذول کردن
کوک کردن، لحن، آهنگ
امن، ایمن، ایمن ساختن
نکوهش، سرزنش، تقصیر بگردن گذاردن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.