Leder
C2اسمقیش چرمی، چرمی کردن، چرم
JadoLearn Dictionary
Leder یعنی قیش چرمی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قیش چرمی، چرمی کردن، چرم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
قرص، حب، لوزی
قیش چرمی، چرمی کردن، چرم
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.