Leute seiner Umgebung
C2اسمچشم انداز، صحنه، جای وقوع
JadoLearn Dictionary
Leute seiner Umgebung یعنی چشم انداز. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
چشم انداز، صحنه، جای وقوع
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رسته، سلک، طبقاتی
چشم انداز، صحنه، جای وقوع
محیط، محیطزیست، محیط زیست
چشم انداز، صحنه، جای وقوع
چشم انداز، صحنه، جای وقوع
چشم انداز، صحنه، جای وقوع
چشم انداز، صحنه، جای وقوع
حوزه، نشستن، به خشکی آمدن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.