losmachen
B2فعلبیربط ساختن، بیربطساختن، میدانی
JadoLearn Dictionary
losmachen یعنی بیربط ساختن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بیربط ساختن، بیربطساختن، میدانی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
منتشر، نشریه، نشر
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
بیربط ساختن، بیربطساختن، میتیل
بیربط ساختن، بیربطساختن
بیربط ساختن، بیربطساختن، وا رفتن
باور کردن، اعتقاد کردن، گمان کردن
میدانی، سر دادن، آزادی بخشیدن
میدانی، سر دادن، آزادی بخشیدن
میدانی، سر دادن، آزادی بخشیدن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.