mitgehen
C1فعلخرف شدن، زوال، گذشت زمان
JadoLearn Dictionary
mitgehen یعنی خرف شدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خرف شدن، زوال، گذشت زمان
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گدار، عبور کردن، مرور کردن
پی بندی کردن، تکیه گاه، نگاهداری
خرف شدن، زوال، گذشت زمان
خرف شدن، زوال، گذشت زمان
خرف شدن، زوال، گذشت زمان
پی بندی کردن، تکیه گاه، نگاهداری
خرف شدن، زوال، گذشت زمان
افزودن، علاوه کردن، اضافه نمودن
وارد شدن، داخل کردن، داخل شدن
بهم آمدن، غشه، جفت کردن
پیشه کردن، بعد آمدن، پیروی کردن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.