Ofen
C2اسماجاق، اجاق گاز، تنور
JadoLearn Dictionary
Ofen یعنی اجاق. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اجاق، اجاق گاز، تنور
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تیوب، زیرزمینی، زیر زمین
اجاق، اجاق گاز، تنور
اجاق گاز، تون، فرخوراک پزی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.