operativ
C2صفتدایر، عملیاتی، دایر عملیاتی
JadoLearn Dictionary
operativ یعنی دایر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دایر، عملیاتی، دایر عملیاتی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دایر، عملیاتی
گروه دوست، معاشرتی، انسی
خوش برخورد، خوش خلق، مقوی
گروه دوست، معاشرتی، انسی
استوار، دج، متقن
جانانه، اقناع، مقنع
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
جانانه، اقناع، مقنع
جانانه، اقناع، مقنع
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.