Plan
A1اسمطرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
JadoLearn Dictionary
Plan یعنی طرح ریزی کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
لوس، تخت، صاف
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
طرح کردن، نقش زدن، رسم
عمد، مقصود، قصد
صورت اوقات، طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن
شلنگ، خرام، گام زدن
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
تمهید، جا خالی دادن، جاخالی دادن
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
شانه کردن، کارت، آماده و مجهز کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.