Platz freimachen
C1فعلبرپا شدن، بالا رفتن، خاستن
JadoLearn Dictionary
Platz freimachen یعنی برپا شدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
برپا شدن، بالا رفتن، خاستن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
متصاعد شدن، عروج کردن، فرازیدن
برپا شدن، بالا رفتن، خاستن
برپا شدن، بالا رفتن، خاستن
برپا شدن، بالا رفتن، خاستن
تسلیم شدن، تسلیم، صرف نظرکردن از
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
نقشه
مثل، سرمشق، نمونه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.