Pointer
C2اسماشاره کننده، اشارهگر، عقربک
JadoLearn Dictionary
Pointer یعنی اشاره کننده. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اشاره کننده، اشارهگر، عقربک
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اشاره کننده، اشارهگر، عقربک
یک وجب، عقربک، چنگ
نام نویسی کردن، ثبت کردن، به ثبت رساندن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.