Pyrometer
C2اسمآذر سنج، اذر سنج
JadoLearn Dictionary
Pyrometer یعنی آذر سنج. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آذر سنج، اذر سنج
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آذر سنج
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.