radieren
B1فعلعیان، مبرهن، صاف
JadoLearn Dictionary
radieren یعنی عیان. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عیان، مبرهن، صاف
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مستثنی کردن، جز، استثناء کردن
مستثنی کردن، جز، استثناء کردن
عیان، مبرهن، صاف
عیان، مبرهن، صاف
عیان، مبرهن، صاف
عیان، مبرهن، صاف
حکاکی کردن، گراور کردن، منقوش کردن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.