Radiotherapie
C2اسمرادیو تراپی، پرتو درمانی، تابش
JadoLearn Dictionary
Radiotherapie یعنی رادیو تراپی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رادیو تراپی، پرتو درمانی، تابش
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رادیو تراپی، پرتو درمانی، تابش
رادیو تراپی، پرتو درمانی، تابش
رادیو تراپی، پرتو درمانی، تابش
رادیو تراپی، پرتو درمانی، تابش
رادیو تراپی، پرتو درمانی، تابش
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.