Rat
B1اسمرهنمایی، هدایت، دلالت
JadoLearn Dictionary
Rat یعنی رهنمایی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رهنمایی، هدایت، دلالت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
محرمانه رساندن، تک، یک ورشدن
رهنمایی، هدایت، دلالت
دوباره، ثانی، دومین
طلایه دار، پیشرو، مژده دهنده
محرمانه رساندن، تک، یک ورشدن
محرمانه رساندن، تک، یک ورشدن
محرمانه رساندن، تک، یک ورشدن
محرمانه رساندن، تک، یک ورشدن
محرمانه رساندن، تک، یک ورشدن
کارگاه، گام برداری، خدمه
بربا درفتن، هرز، هدر
کمیسیون، حقالعمل کار، کارمزد
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.