Regelung
C1اسمتنظیم، مقرره، تدارک
JadoLearn Dictionary
Regelung یعنی تنظیم. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تنظیم، مقرره، تدارک
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تنظیم، مقرره
سفته بازی، اعلی، اعلاء
تنظیم، مقرره، تسلط
تنظیم، مقرره، مقرر فرمودن
تدارک، تهیه، سورسات
تدارک، تهیه، سورسات
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.