Repellent
C2اسمدافع، دافعه، دافع دافعه
JadoLearn Dictionary
Repellent یعنی دافع. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دافع، دافعه، دافع دافعه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دافع، دافعه
دافع، دافعه
دافع، دافعه
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.