Repression
C2اسمپایمالی، سرکوبی، سرکوب
JadoLearn Dictionary
Repression یعنی پایمالی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پایمالی، سرکوبی، سرکوب
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جور، ستم، ظلم
مطیع سازی، مقهور سازی، جور
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.