Schirmbilduntersuchung
C2اسمپرتو بینی، رادیوسکپی، پرتو بینی رادیوسکپی
JadoLearn Dictionary
Schirmbilduntersuchung یعنی پرتو بینی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پرتو بینی، رادیوسکپی، پرتو بینی رادیوسکپی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پرتو بینی، رادیوسکپی
پرتو بینی، رادیوسکپی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.