Schmuck
B2اسممعمور، آباد کردن، شکوفایی
JadoLearn Dictionary
Schmuck یعنی معمور. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
معمور، آباد کردن، شکوفایی
فریبنده، دلاویز، دلکش
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گلابتون دوزی، زینت آلات
کرکدار شدن، سبکی، لوسی
جواهرات، زیورآلات، جواهر آلات
مردم نوازی، تربیت، تواضع
شاطر، زرنگ، باهوش
فوق العاده، فاحش، شگرف
زیبا، قشنگ، خوب
نیکخواه، عام المنفعه، خیراندیش
ستبر، انبوه، غلیظ
فریبنده، دلاویز، دلکش
فریبنده، دلاویز، دلکش
فریبنده، دلاویز، دلکش
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.