Schneefall
C1اسمبرف باریدن، برف آمدن، برف
JadoLearn Dictionary
Schneefall یعنی برف باریدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
برف باریدن، برف آمدن، برف
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کوکا، نفخ کردن، فوت کردن
برف باریدن، برف آمدن، برف
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
فرمانروای مطلق، دیکتاتور، فرمانروای مقتدر
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
مهره شطرنج، مرد، رجل
مهره شطرنج، مرد، رجل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.