schreien
A2فعلفریاد، خروشان کردن، گریستن
JadoLearn Dictionary
schreien یعنی فریاد. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فریاد، خروشان کردن، گریستن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
زن شلخته، فاحشه وار، زن هرزه
بع بع کردن، بع بع، صدای بزغاله کردن
نامنظم کردن، درجواب عاجز کردن، اشتباهی گرفتن
شکوفایی، غرش، غرش کردن
برتنی، غیرت، غرور
ول خندیدن، هر هر، نخودی خندیدن
تماس تلفنی گرفتن، نامیدن، خبر کردن
فریاد، خروشان کردن، گریستن
فریاد، خروشان کردن، گریستن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.