schulen
C2فعلترن، قطار، تربیت کردن
JadoLearn Dictionary
schulen یعنی ترن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ترن، قطار، تربیت کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ترن، قطار، تربیت کردن
ترن، قطار، تربیت کردن
ممارست، برزیدن، تمرینی
ممارست، برزیدن، تمرینی
ممارست، برزیدن، تمرینی
ارتباط برقرار کردن، ابلاغ کردن، القاء کردن
کار گذاشتن، نصب شدن، کار گذاردن
معلم سر خانه، لله، معلم سرخانه
معلمی کردن، آموختن به، آموزش دادن
متعهدبانجامامری نمودن، مرتکب شدن، سر سپردن
بیانکردن، توصیه دادن، توضیح دادن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.