Shot
C1اسمتیرانداز، تیر انداز، خم
JadoLearn Dictionary
Shot یعنی تیرانداز. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تیرانداز، تیر انداز، خم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تیرانداز، تیر انداز
انگیزه، انگیختگی، محرک
مولود، پسربچه، پسر
تنظیم، جااندازی، افول
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
فرمانروای مطلق، دیکتاتور، فرمانروای مقتدر
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.