Sicherheitsverwahrung
C2اسمتوقیف، زندان بودن، توقیف زندان بودن
JadoLearn Dictionary
Sicherheitsverwahrung یعنی توقیف. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
توقیف، زندان بودن، توقیف زندان بودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
محکوم کردن، جمله، فتوا
وظیفه، عهده داری، مسئولیت
زندان، محبس، وابسته به زندان
توقیف، زندان بودن
توقیف، زندان بودن
توقیف، زندان بودن
توقیف، زندان بودن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.