Sitz
B1اسمصندلی، کرسی، وضع
JadoLearn Dictionary
Sitz یعنی صندلی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صندلی، کرسی، وضع
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
طرز برخورد، وضع، موقعیت
طنین، پژواک، طنین انداختن
صندلی، کرسی، دفع
وضع، موقعیت، وضعیت
وضع، موقعیت، وضعیت
محل اقامت، اقامتگاه، بودباش
محل اقامت، اقامتگاه، بودباش
محل اقامت، اقامتگاه، بودباش
محل اقامت، اقامتگاه، بودباش
محل اقامت، اقامتگاه، بودباش
محل اقامت، اقامتگاه، بودباش
شبیه میخ، میخچوبی، میل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.