spannen
B1فعلباد، ریح، یک وری کردن
JadoLearn Dictionary
spannen یعنی باد. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
باد، ریح، یک وری کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اختلاط، داخل معده کردن، درهیختن
استعمار کردن، زراعت کردن
غربیل، پرویزن، علک
چسبیدن، الصاق کردن، چسبناک کردن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
پائیدن، پاس، ناظر بودن
ملتفت شدن، ادراک کردن، درک کردن
ملتفت شدن، ادراک کردن، درک کردن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.