Stahl
C2اسمفولاد، فولادی، فولادین
JadoLearn Dictionary
Stahl یعنی فولاد. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فولاد، فولادی، فولادین
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فولاد، فولادی، فولادین
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.