stecken
A2فعلپیوست کردن، پونز زدن، میخچه
JadoLearn Dictionary
stecken یعنی پیوست کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پیوست کردن، پونز زدن، میخچه
عصا، قصب، باچوب زدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مسموم کردن، مشوب کردن، زهر
پیوست کردن، پونز زدن، میخچه
پیوست کردن، پونز زدن، میخچه
پیوست کردن، پونز زدن، میخچه
پیوست کردن، پونز زدن، میخچه
پیوست کردن، پونز زدن، میخچه
گول زدن، فریفتن، مکر کردن
زخم چاقو، چاقو زدن، پنچر شدن
ابراز ایمان کردن، آشکارا گفتن، مقر آمدن
لخت کردن، برهنه کردن، برهنه شدن
پنچر شدن، سوراخ کردن، پارگی
پنچر شدن، سوراخ کردن، پارگی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.