Steuerung
B1اسمتنظیم، مقرره، تسلط
JadoLearn Dictionary
Steuerung یعنی تنظیم. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تنظیم، مقرره، تسلط
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تنظیم، مقرره
حسابدار، بازبین، ممیز
تنظیم، مقرره، تدارک
تنظیم، مقرره، مقرر فرمودن
تقارب، همگرائی، متقارب
تسلط، ممیزی، استیلاء
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.