subsumieren
B1فعلکمپرس، متراکمکردن، فشرده
JadoLearn Dictionary
subsumieren یعنی کمپرس. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کمپرس، متراکمکردن، فشرده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دستهکردن، زمره، هیات
توپ خالی زدن، کارسرهم بندی، صدای زنبور کردن
کمپرس، متراکمکردن، فشرده
کمپرس، متراکمکردن، فشرده
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
فهرست، اسم، نام دادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.