Suspension
C2اسمآویزش، تعلیق، اندروا
JadoLearn Dictionary
Suspension یعنی آویزش. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آویزش، تعلیق، اندروا
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آویزش، تعلیق، اندروا
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
تعلیق؛ توقف موقت، آویزش، تعلیق
نسخ، ابطال، پایان یابی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.